مجازات؛
ما از چیزی در آینده هراسی نداشتیم. ما از زمان حال رنج میکشیدیم، و بهواقع مجازاتمان را میدیدیم.
قصر، فرانتس کافکا
ما از چیزی در آینده هراسی نداشتیم. ما از زمان حال رنج میکشیدیم، و بهواقع مجازاتمان را میدیدیم.
قصر، فرانتس کافکا
«هیچ درمانی برای خاطرات وجود نداره.»
محبتی که دیر برسد، زخمش عمیقتر از جفا است :)!
بعضی از زخمها قدیمیاند، بسته شدهاند، درد نمیکنند. اما جایشان هنوز هست و هروقت نوازششان میکنی، جریانِ دردی خیالی از تنت میگذرد و در حافظهات زنده میشود؛
یه سری از دردها باید شخصی بمونن، یه سری حرفها ناگفته و یه سری احساسات خاموش، بهتره آدم یه چیزهایی رو صرفا برای خودش نگه داره، ابرازشون فقط غم رو زیادتر میکنه؛
رو به آن بخش از وجودم کردم که ﻫیچکس را دوست نداشت و ﻫمانجا پناه گرفتم .
اونجا که آلبرکامو میگه :
هرکس به اندازه ضربههایی که خورده، تنهاییاش را محکم بغل کرده.
وسیعترین شکل تنهایی، دور ماندن از کسی است که دوستش داری. حالا هی جهانت را با غریبهها شلوغ کن
شکست ، شکست
ولی تیکه های هنوز عشقو فریاد میزنه🫂🍷
تقریبا همه زخمام از ادماییه
که ادعا میکردن دوسم دارن(: