خاطرات
| Vαԋɱ
«هیچ درمانی برای خاطرات وجود نداره.»
«هیچ درمانی برای خاطرات وجود نداره.»
محبتی که دیر برسد، زخمش عمیقتر از جفا است :)!
بعضی از زخمها قدیمیاند، بسته شدهاند، درد نمیکنند. اما جایشان هنوز هست و هروقت نوازششان میکنی، جریانِ دردی خیالی از تنت میگذرد و در حافظهات زنده میشود؛
یه سری از دردها باید شخصی بمونن، یه سری حرفها ناگفته و یه سری احساسات خاموش، بهتره آدم یه چیزهایی رو صرفا برای خودش نگه داره، ابرازشون فقط غم رو زیادتر میکنه؛
مـن مـیتـونم با کـسی کـه تـورو میـخـواد بـجنـگـم؛
ولــی بـا کــسـی کــه تــو اون رو مــیـخــوای نـه...!
𝘯𝘰𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨 𝘪𝘮𝘱𝘳𝘪𝘴𝘰𝘯𝘴 𝘺𝘰𝘶 𝘣𝘶𝘵 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘵𝘰𝘶𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴
هیچ چیزی شما را زندانی نمیکند مگر افکارتان!